نظریات اخلاقی برای گروه‌های مختلف به تناسب رشدشان متفاوت است

خبرگزاری مهر:

به گزارش خبرگزاری مهر، در بیست و چهارمین قسمت از برنامه تلویزیونی سوره موضوع «دین و نظریات اخلاقی» با حضور حجت الاسلام هادی صادقی، پژوهشگر علم کلام مورد بحث و گفتگو قرار گرفت.

دیانی در ابتدای گفتگو خطاب به صادقی گفت درباره نسبت دین و اخلاق دو نظریه دو دیدگاه وجود دارد؛ یک دیدگاه این است که اخلاق حدود دینی را مشخص می‌کند دیدگاه دیگر این است که اخلاق به معنای امروزی اهمیت بیش از اندازه پیدا کرده و در منظومه اسلامی جایگاه آنچنانی ندارد و انچه که ما در اسلام به عنوان اخلاق قلمداد می‌کنیم، فقه است. تلقی شما از این بحث چیست؟

صادقی گفت: درباب اخلاق و دین طیفی از نظریه ها وجود دارد؛ اما یکی از مواردی که درباره نظریات اخلاقی باید در نظر داشته باشیم اینکه اخلاق را با چه ابزاری می توان فهمید و سنجید و تا چه حد این ابزار کارآیی دارد و ارزشهای اخلاقی از کجا می آیند و منشاشان از کجاست؟ همین سوال را درباره مسائل دینی هم باید پرسید مثلاً اینکه ما پیامبران ادیان را بر چه اساس و پایه ای می فهمیم و می پذیریم.

وی افزود: خداوند ابزاری به نام عقل به ما داده است که لازم است اصول و اولیات هردوی اینها را با عقل درک کنیم. بنابراین برای هردوی اینها یک وجه استقلالی قائلیم و تنها چاره ما هم همین است. آنچه خدا به ما داده، عقلی به عنوان ابزار درک است. عقلی که خدا به ما داده همان عقل فطری است که یکسری داشته هم کنار خودش دارد به این معنا که انگار خدا به ما یک سرمایه اولیه داده ولی در کنارش چیزهای دیگری هم به ما داده که به آن عقل وهبی می‌گویند و در مقابل عقل کسبی قرار دارد. این عقل را هم در دین و هم در اخلاقیات خرج می‌کنیم. بنابراین سرآغاز کار ما با عقل است و اگر بدون عقل کار را شروع کنیم تا انتها کار ما غیرعقلانی خواهد بود.

این نویسنده و پژوهشگر علم کلام در ادامه در خصوص نسبت دین و اخلاق توضیح داد: ما یک عقل اخلاقی داریم که فهم اخلاقی برای خودش دارد بنابراین چنین اخلاقی تقدم پیدا می کند بر چیزهای دیگر.

دیانی در ادامه پرسید درنگاه امامیه و معتزله برخلاف نگاه اشاعره، خداوند باید اخلاقی باشد و خدای غیراخلاقی پرستیدنی نیست درحالیکه اشاعره معتقد بودند که اگر خدا را به اخلاق محدود کنیم، خدا خدای محدودی است که دیگر خدا نخواهد بود. از نگاه شما کدام اخلاق و نظریه اخلاقی معیار ارزیابی دین خواهد بود؟

صادقی پاسخ داد: پیش از هرچیز باید محدوده اخلاقی را که مدنظرمان است را تعیین کنیم. عقل اخلاقی مثل عقل نظری هردو یک سرمایه اولیه هستند که باید رشد پیدا کنند که توسعه آنها از منظر فرهنگ دینی در خود دین حاصل می شود یعنی وقتی انسان با عقل ابتدایی که خدا به او داده در محضر دین و شریعت قرار می‌گیرد، راهنمایی امامان معصوم را می‌گیرد عقل اولیه ش توسعه پیدا می‌کند. یعنی وقتی می گوییم عقل و اخلاق بر شریعت و وحی تقدم دارند از آن نتیجه کلی می گیرند و می گویند پس همه جا باید در شریعت در ترازوی اخلاق بسنجیم در حالیکه این مغالطه بزرگ است.

وی اضافه کرد: تعبد یعنی پذیرش حرف بزرگتر. این عالم بزرگتری به نام «خدا» دارد. خدایی که بزرگترین بزرگترهاست. اگر این بزرگتری را به رسمیت می شناسیم و همان عقل ما را به این بزرگتری رسانده است باید به عقل خودمان پایبند باشیم. آنهایی که می گویند شما با این حرف اشعری می شوید به عقل خودشان پایبند نیستند چون لازمه عقل این است که از خدایی با اوصافی مثل رحمت مطلقه، اراده خیر، علم مطلق اطاعت کند.

مشاور آموزشی حوزه علمیه قم ادامه داد: ممکن است کسانی بگویند که ما عقل را تا جایی می‌خواهیم که به آستانه دین برساند و از آن به بعد دیگر نمی خواهیم. این حرف باطل و غیرقابل قبول است. اما اینطور هم نیست که بخواهیم تمام امور دینی را با عقل ارزیابی کنیم چون عقل خودش بر خودش محدودیت قائل است و اگر غیر از این عمل کنیم یعی غیر عقلانی عمل کردیم. پس وقتی می گوئیم که عقل را به رسمیت می‌شناسیم منظورمان شناخت با وجود این محدودیت‌هاست.

صادقی گفت: در تعبدیت آنچه که محکمات دینی است و به ما رسیده بپذیریم و بعد از آن به سراغ این بیاییم که با چه مبنای عقلانی حوزه دین را ارزیابی کنیم. دراینباره هم یک بحث پیشادینی خواهیم داشت و یک بحث دینی. در بحث پیشادینی یعنی مکاتب مختلف را کاملاً عقلانی ارزیابی کنیم. برخی مکاتب به نتایج کار فکر می‌کنند، برخی به مصلحت، برخی به ذات فعل و برخی هم به فضیلت. عده ای هم می‌گویند باید خودگرا باشی یعنی باید فقط به فکر خودت باشی اما عده ای هم می گویند مهم ترین بخش اخلاق گذشتن از خود است. سنتی که درفرهنگ ما به اسم اخلاق شکل گرفته و به عنوان یک علم شکل گرفته فضیلت گرا بوده است اما اگر به متن دین مراجعه کنیم چیزهای دیگری پیدا می کنیم.

وی افزود: ما در بررسی اولیه نظریه ها به این نتیجه رسیدیم که همه آنها لنگی دارند و به تنهایی نمی‌توانند پاسخگوی نیاز بشر باشند و هیچ نظریه ای جامعیت عقلانی کافی را ندارند و هرکدام اشکالات عقلانی خودشان را دارند. براساس نظریه ای که بنده طراحی کردم به نظرم می رسد که یک عامل عمده در نظریه ها نادیده گرفته شده است و آن هم انسان است. اشکال اصلی همه این نظریه ها این است که انسان را یک محصول یکسان در نظر گرفته است در حالیکه انسان، چنین موجودی نیست.

مترجم کتاب «فلسفه اخلاق» ویلیام کی. فرانکنا اضافه کرد: انسان ها با یکدیگر خیلی متفاوت هستند چون سرمایه های خدادادی‌شان خیلی باهم متفاوت است و وقتی این سرمایه ها با یکدیگر متفاوت است ما چرا باید انتظارات اخلاقی یکسان داشته باشیم؟ اما باید در نظر داشته باشیم که تنوع آدمها موضوعی نیست که نشود برای آنها احکام مشترک صادر کرد. اصل حرف این است که باید تناسبات بین حکم و موضوعات باید رعایت شود و در تک مکتب ها این مناسبات برای مردم مختلف رعایت نمی شود. پس باید چه کرد؟ به حسب هر دسته از طبقات مردم لازم است که معیار متناسب با او داشته باشیم که از لحاظ عقلانی و اخلاقی ارزیابی کند.

دیانی سپس پرسید که دراین دسته بندی فرهنگ تاثیرگذار است؟

صادقی گفت: بله، فرهنگ موثر است اما نه به این صورت که بگوییم برای این فرهنگ این نظریه موثر است چون در هر فرهنگ تنوع انسانها بسیار و انتظارات از هر انسان متفاوت است. اغلب قدما فضیلت گرا بودند اما خیلی به متن قرآن توجهی نداشتند. در جستجوی وسیعی که ما داشتیم متوجه شدیم که عده ای مکتب اخلاقی اسلام را مکتب خودگرا دانستند بعضی آن را فضیلت گرا و عده ای هم وظیفه گرا دانستند. اشکالی که در تمام این مکاتب وجود دارد این است که استقرائشان خیلی ضعیف است و با دیدن یک یا دو آیه نتیجه گرفتند. نکته دیگر اینکه با دیدن آیه و روایت برداشت خودشان را نقادی و بررسی نکردند به همین خاطر اغلب برداشت هایشان یک سویه و ناقص است. اما جستجوی ما نشان داد که همه این مکاتب مویدات دینی دارند.

وی در ادامه به آیاتی اشاره کرد که دال بر تفاوت آدمهاست و اینکه آدمها متفاوت باهم سنجیده می‌شوند.

پژوهشگر علم کلام سپس افزود: براساس این آیات هفتگانه نوع نظریه مشخص نشده اما اصل اختلاف و تفاوت مشخص شده است. علاوه بر آیات، روایات بسیاری هم در این باره داریم که آدمها را به دسته های مختلفی تقسیم می‌کند. مثلاً مرحوم علامه مجلسی طبقه بندی از آدمها ارائه داده و افراد و نیاتشان را به هفت دسته، تقسیم کرده است.

صادقی در پایان گفت: می توانیم برای گروه های مختلف به تناسب رشدشان نظریه اخلاقی ارائه دهیم و فرانظریه ای که ما ارائه دادیم چتری است در نظریات دیگر نه چتری بر همه مردم. طبیعتاً بداخلاقانی که با هیچیک از معیارها سازگاری ندارند را هم پوشش نمی دهیم.

نظریات اخلاقی برای گروه‌های مختلف به تناسب رشدشان متفاوت است